صفحه اصلی > اخبار اقتصادی : ۵ جنگ بزرگی که دنیا شاهد آن خواهد بود

۵ جنگ بزرگی که دنیا شاهد آن خواهد بود

اکوایران: شاید بزرگ‌ترین خطر پیش روی ما هیچ‌یک از آن مناقشات ژئوپولیتیکی نباشد که استراتژیست‌ها سال‌ها در شبیه‌سازی‌های جنگی و گزارش‌ها مطالعه کرده‌اند. بلکه ممکن است چیزی باشد که هنوز در رادار هیچ‌کس نیست؛ چیزی که در قالب یک توییت یا پست نیمه‌شب یا سحرگاهی در «تروث‌سوشال» اعلام شود و نظم جهانی را برهم بزند.

به گزارش اکوایران، پولتیکو در گزارشی جنگ‌های محتمل 5 سال گذشته را بررسی کرده است. این گزارش در دو قسمت منتشر شده که بخش اول آن پیش از این منتشر شده و در ادامه  قسمت دوم و پایانب آن را در ادامه می‌خوانید.

هر جا از اهل فن بپرسید جنگ پنج سال آینده ممکن است کجا آغاز شود، بالتیک ـ استونی، لتونی و لیتوانی که پس از فروپاشی شوروی مستقل شدند و منطقه‌ای که پوتین آرزوی بازپس‌گیری‌اش را دارد در صدر فهرست است. اما این تنها نمونه نیست.

سه کشور بالتیک چه از نظر وسعت و چه جمعیت، بسیار کوچک‌اند، و همین آن‌ها را به هدفی وسوسه‌انگیز برای روسیه بدل می‌کند که به‌دنبال بازگرداندن جایگاه خود است. هدف پوتین از هرگونه تهاجم در بالتیک دوگانه خواهد بود: هم بازپس‌گیری سرزمینی که آن را به شکل تاریخی بخشی از روسیه می‌داند و هم آزمودن ناتو و اروپا با حمله به کوچک‌ترین و منزوی‌ترین اعضایش.

گابریلیوس لندسبرگیس، وزیر خارجه لیتوانی تا دسامبر گذشته، می‌گوید نگران سناریویی مشابه «نیروی نجات» اعزامی به قطار متوقف‌شده کالینینگراد است. او توضیح می‌دهد که روسیه شاید تلاش کند همسایگانش را با حملات کوچک اما مرموز بی‌تفاوت کند، مانند کار گذاشتن ماده آتش‌زا در یک هواپیما یا اقدام به آتش‌سوزی در مرکز خرید. او گفت: «این همان شکلی است که جنگ خواهد داشت، نه صدها یا هزاران سرباز روسی که ناگهان حمله کنند، بلکه چیزی عادی‌تر. در چنین سناریوهای هیبریدی، پوتین تلاش می‌کند تا حد امکان ماده چهار یا پنج ناتو را، تا زمانی که عملاً به اهدافش برسد فعال نکند.»

راکت انداز موشک ارتش روسیه جنگ اوکراین

هر حمله‌ای به سه کشور بالتیک که همه آن‌ها در سال ۲۰۱۴ به ناتو پیوستند بلافاصله تعهد آمریکا به این اتحاد دیرینه را به بوته آزمایش می‌گذارد. اِولین فارکاس، مدیر مؤسسه مک‌کین و مقام پیشین پنتاگون: «این به معنای آزمودن تعهدات ماده پنج ناتو خواهد بود». پرسش این است: آیا آمریکا واقعاً حاضر است خطر حمله هسته‌ای به شهری چون شیکاگو یا سیاتل را بپذیرد تا از برلین غربیِ دوران جنگ سرد یا امروز از ریگا، ویلنیوس یا تالین دفاع کند؟ حمایت متزلزل و متغیر ترامپ از اروپا و ناتو این پرسش را جدی‌تر می‌کند و شاید برای پوتین وسوسه‌انگیزتر. حتی اگر آمریکا در آغاز عقب‌نشینی کند، چه می‌شود اگر کشورهای دیگر ناتو وارد کار شوند و روسیه در پاسخ به‌طور مستقیم به لهستان، آلمان یا بریتانیا حمله کند، متحدانی که احتمالاً آمریکا بیشتر مایل‌ به دفاع از آن‌هاست؟

پوتین سال‌هاست آشکارا درباره میل خود به بازسازی اتحاد شوروی و امپراتوری روسیه؛ از طریق بازپس‌گیری کشورهایی چون گرجستان، مولداوی، اوکراین و بالتیک صحبت کرده است. افزون بر این، او به‌شدت می‌خواهد نظم لیبرال غربی را براندازد؛ نظمی که در نگاه او باعث تضعیف روسیه شده است. هیچ چیز سریع‌تر از نشان دادن پوچ بودن اتحادهای امنیتی غرب نمی‌تواند این نظم را از هم بپاشد؛ مثلاً اگر یکی یا همه کشورهای بالتیک دوباره به اشغال روسیه درآیند.

مسیر هر حمله روسیه به بالتیک به‌شدت به مسیر جنگ اوکراین گره خورده است؛ جنگی که توان نظامی روسیه را بسیار سریع‌تر از آنچه تصور می‌شد می‌بلعد. اوکراین اخیراً برآورد کرده که روسیه در این جنگ سه‌ساله یک میلیون تلفات ـ کشته، زخمی و مفقود ـ داشته است. یک گزارش مرکز CSIS در بهار نتیجه گرفت: «از ژانویه ۲۰۲۴، روسیه مقادیر عظیمی تجهیزات را فقط برای چند متر زمین از دست داده است.» در شهادت ماه آوریل در کنگره، ژنرال کریستوفر کاولی، فرمانده نیروهای اروپایی آمریکا، گفت آمریکا برآورد می‌کند که روسیه تنها در سال گذشته ۳۰۰۰ تانک، ۹۰۰۰ خودروی زرهی، ۱۳۰۰۰ سامانه توپخانه و بیش از ۴۰۰ سامانه پدافند هوایی از دست داده است.

مانند مناقشه مرزی با پاکستان، تنش‌های طولانی‌مدت هند با چین نیز به دوران استعمار بریتانیا بازمی‌گردد؛ بریتانیا و تبت در سال ۱۹۱۴ مرزی با هند تعیین کردند که چین هرگز نپذیرفت. در سال ۱۹۶۲، نیروهای چینی تلاش کردند سرزمینی را که هند متعلق به خود می‌دانست اشغال کنند، و جنگی یک‌ماهه درگرفت که چند هزار کشته برجای گذاشت. در پایان، چین مرز را دوباره ترسیم کرد و آن را «خط کنترل واقعی» نامید. درگیری دیگری در ۱۹۶۷ صدها کشته به‌دنبال داشت و در دهه ۱۹۸۰ نیز زمانی‌که چین یک رزمایش نظامی هند را به‌اشتباه نشانه حمله تلقی کرد، برخوردی دیگر به‌سختی مهار شد. از آن زمان، ارتش‌های هر دو کشور به یکی از بزرگ‌ترین و پیشرفته‌ترین ارتش‌های جهان تبدیل شده‌اند.

چین هند هیمالیا

مرز ۲۵۰۰ مایلی با هند بازتاب واقعیتی ژئوپولیتیکی برای چین است: این کشور در یکی از پر تنش‌ترین جغرافیاهای جهان قرار دارد. با ۱۴ کشور هم‌مرز است؛ بیش از هر کشور دیگر؛ و با ۷ کشور نیز مرزهای دریایی مورد مناقشه دارد. آندرو جی. ناتان و آندرو اسکوبل در کتاب «جستجوی امنیت چین» اشاره کرده‌اند که این همسایگان شامل چهار قدرت هسته‌ای دیگر جهان هستند و چین از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون با پنج کشور همسایه‌اش وارد جنگ شده است.

 

از یک سو، موضوع ظاهراً ارزش جنگیدن ندارد ـ برخی از دورافتاده‌ترین و غیرقابل‌سکونت‌ترین دره‌ها و گذرگاه‌های کوهستانی جهان، جایی معروف به «بام دنیا»، در گوشه‌های کم‌جمعیت دو کشور پرجمعیت جهان. اما مثل بسیاری مناقشات دیگر، مسئله فقط محل شروع جنگ نیست، بلکه آنچه است که جنگ می‌تواند به آن منتهی شود. کارشناسان ژئوپولیتیک نگرانند که هر درگیری به‌سرعت حیثیتی شود. چین ممکن است جنگ با هند را لازم ببیند تا سایر رقبای منطقه‌ای را مرعوب کند یا آمریکا را در برابر یک متحد کلیدی هند و اقیانوس آرام تحقیر نماید.

هرگونه جنگ بالقوه با یک عدم تقارن جدی روبه‌روست. شهرهای پرجمعیت هند بسیار بیشتر از چین در تیررس تسلیحات چینی قرار دارند. با این حال، تنش‌های هند با چین تا امروز به سود ایالات متحده تمام شده است. هند را به آمریکا نزدیک‌تر کرده و همچنین آن را از اتکای سنتی به خرید سلاح‌های روسی دور کرده است، در حالی‌که روسیه و چین به هم نزدیک‌تر شده‌اند.

به‌طور خلاصه، منطقه به‌شدت مستعد سوءتفاهم و تشدید تنش است و امروز هم این تنش آن‌قدر عمیق و انفجاری است که نیروهای چینی و هندی در مرز حتی اجازه حمل سلاح گرم ندارند. در سال ۲۰۲۰، درگیری میان دو ارتش در ارتفاعات دره دورافتاده گلوان در هیمالیا، نزدیک محل نبرد ۱۹۶۲ به زد و خوردهای وحشیانه تن‌به‌تن کشید، با مشت، سنگ، تیرهای چوبی و حتی چماق‌های سیم‌خاردارپیچ. دست‌کم ۲۰ سرباز هندی کشته شدند (برخی بر اثر سقوط از کوه) و احتمالاً حدود ۴۰ سرباز چینی نیز جان باختند.

عامل دیگر این است که دو کشور فاقد سازوکارهای معمول کاهش تنش، معاهدات یا کانال‌های گفت‌وگوی روتین هستند؛ همان چیزی که «خط مستقیم» مسکو-واشنگتن در دوران جنگ سرد مانع محاسبات غلط شد. چین همواره از ایجاد چنین کانال‌هایی با آمریکا، هند یا دیگر کشورها خودداری کرده، زیرا این کار را تلاشی برای مهار ناعادلانه پیشرفت خود می‌داند.

اما چرا جنگ نامحتمل است؟ با وجود تنش شدید در مرز، بعید است که رهبران هند یا چین خواهان جنگ بر سر سرزمینی چنین دورافتاده باشند و به احتمال زیاد فشار بین‌المللی سریع و جدی برای کاهش تنش اعمال خواهد شد. علاوه بر این، هر دو کشور با فشارهای اقتصادی عظیم در داخل روبه‌رو هستند. هند نیاز دارد رشد خود را حفظ کند و چین نیز در آستانه سال‌های پایانی «بمب جمعیتی در سن کار» قرار دارد. به گفته کلری «سخت بتوان تصور کرد یک نبرد بزرگ با کشور دیگری که بیش از یک میلیارد جمعیت دارد با سرپا نگه‌داشتن اقتصاد سازگار باشد». اقدامات اخیر نیز نشان می‌دهد که چین در واقع تلاش می‌کند روابط خود را با هند، هرچند محتاطانه، تقویت کند.

تقریباً سه نسل پس از آغاز جنگ کره، این جنگ هرگز به‌طور رسمی پایان نیافته است؛ و هم اقتصاد پیشرفته کره‌جنوبی و هم کره‌شمالی که هنوز در سطح کشاورزی باقی مانده اثر آن را احساس می‌کنند. منطقه غیرنظامی‌شده (DMZ) به طول ۱۵۵ مایل میان دو کشور بیش از شش دهه وجود داشته و در این مدت به یکی از وحشی‌ترین جنگل‌های جهان بدل شده که هزاران گونه حیات‌وحش را در خود جای داده است. در حاشیه‌های آن، در فاصله‌ای حدود ۲.۵ مایل، این مرز، با توپخانه، مین‌های زمینی و در تیررس بودن کامل سئول توسط موشک‌های شمال به یکی از مستحکم‌ترین نقاط دفاعی جهان تبدیل شده است.

ارتش کره شمالی

هیچ رژیمی در جهان وجود ندارد که آمریکا و غرب به اندازه کره‌شمالی (که به «پادشاهی منزوی» معروف است) درباره اوضاع داخلی، دینامیک قدرت یا برنامه‌هایش بی‌اطلاع باشند. این کشور هدفی بسیار سخت برای دستگاه‌های اطلاعاتی است و همواره غرب را غافلگیر کرده است. آمریکا هنوز ۳۰ هزار سرباز در شبه‌جزیره دارد تا امنیت کره‌جنوبی را تأمین کند، نیروهایی که همه در ساعات ابتدایی هر جنگ بزرگ در تیررس خواهند بود.

کره‌شمالی کشوری است در حال فروپاشی تدریجی، گرفتار قحطی و فلج‌شده از درون به‌دلیل خشونت حکومتی. رهبری کیم جونگ اون هیچ‌کاری برای تغییر آینده نکرده است. تنها برگ برنده او سلاح‌های هسته‌ای است که تاکنون او را از سرنوشت دیکتاتورهایی چون صدام حسین و معمر قذافی نجات داده است. اگر کیم فرصتی ببیند یا (درست یا غلط) تهدیدی وجودی از جانب غرب احساس کند، هر چیزی ممکن است.

شبه‌جزیره کره همچنین ممکن است به‌شدت تحت تأثیر دومینوی سایر بحران‌ها قرار گیرد. اگر چین علیه تایوان اقدام کند یا آمریکا در دفاع از بالتیک تردید نشان دهد، کشورها ممکن است نسبت به تعهدات امنیتی آمریکا علیه کره‌شمالی یا چین دچار تردید شوند و کارشناسان اطلاعاتی نگران‌اند که کره‌جنوبی یا حتی ژاپن به سمت دستیابی به سلاح هسته‌ای بروند. نظرسنجی‌های اخیر در کره‌جنوبی نشان داده که ۷۰ درصد مردم از ساخت زرادخانه هسته‌ای بومی حمایت می‌کنند، فشاری سیاسی که در صورت تردید به حمایت آمریکا، به‌طور قطع افزایش خواهد یافت.

هرچند کره‌شمالی سلاح هسته‌ای و اجزای سامانه پرتاب آن را توسعه داده، اما مشخص نیست که تا چه اندازه باید به توانایی خود برای شلیک و اصابت موفق یک کلاهک اعتماد داشته باشد. بنا به ارزیابی‌های اخیر، شبه‌جزیره کره در پایدارترین وضعیت خود طی سال‌های اخیر است و با حضور ترامپ در کاخ سفید، که دو بار کیم را در نشست‌های سران میزبانی کرده، کیم شاید خود را بیش از هر زمان دیگری در امنیت احساس کند. فارکاس، مقام پیشین پنتاگون، می‌گوید: «فکر نمی‌کنم کیم جونگ اون اکنون نیازی به جنگ داشته باشد. فکر نمی‌کنم به درگیری نیازمند باشد».

البته، ژئوپولیتیک همیشه پر از عدم‌قطعیت است و تاریخ به‌ندرت طبق پیش‌بینی‌ها پیش می‌رود. همیشه «کارت‌های ناشناخته» وجود دارند؛ همان چیزی که دونالد رامسفلد، وزیر دفاع پیشین آمریکا، «ناشناخته‌های ناشناخته» می‌نامید.

و چیزی که در واشنگتن و پایتخت‌های متحدان فراتر از آن بسیاری را نگران کرده این است که کشوری که زمانی بزرگ‌ترین نیروی ثبات در جهان بود، یعنی ایالات متحده، اکنون خود به بزرگ‌ترین عامل بی‌ثباتی بدل شده است.

در حالی‌که به‌نظر می‌رسد آمریکا در معرض خطر فوری کشیده‌شدن به یک جنگ بزرگ نیست، در پایتخت‌های خارجی کمتر کسی می‌داند در شرایط کنونی منافع ایالات متحده چگونه باید «قلمرو آنچه ممکن است» را درک کرد. متحدان و دشمنان باید از گاهی لحن تند، عجیب و غیرقابل‌پیش‌بینی دولت ترامپ چه برداشتی کنند و این لحن چه معنایی برای تنش‌های آینده آمریکا خواهد داشت؟ علاقه اعلام‌شده کاخ سفید به تبدیل کانادا به ایالت پنجاه‌ویکم یا گرفتن گرینلند از دانمارک، دو کشوری که تاکنون از سرسخت‌ترین متحدان آمریکا در قرن بیست‌ویکم بوده‌اند تا چه حد جدی و قابل اقدام است؟

از سوی دیگر، برای نخستین بار در سال جاری، رهبران اطلاعاتی آمریکا کارتل‌های مواد مخدر خارجی را در صدر فهرست تهدیدها علیه آمریکا قرار داده‌اند. به نظر می‌رسد دولت ترامپ دست‌کم در برخی روزها، درباره گسترش اقدامات نظامی در مکزیک، چه مخفی و چه آشکار، با همکاری دولت مکزیک یا بدون آن جدی است.

و همیشه پس‌زمینه‌ای از رقابت قدرت‌های بزرگ وجود دارد. آمریکا و چین بیش از هر زمان دیگری در حوزه‌های مختلف با تنش روبه‌رو شده‌اند. کافی است شب به آسمان نگاه کنید: صدها ماهواره زمین را دور می‌زنند، که برخی از آن‌ها اکنون ظاهراً مسلح‌اند یا دست‌کم قادر به آسیب رساندن به دیگر اشیاء در مدار. ایجاد «نیروی فضایی ایالات متحده» تاکنون بیشتر به یک شوخی شبیه بوده تا حوزه‌ای جدی برای مناقشه، اما گفت‌وگو با تقریباً هر مقام امنیت ملی دموکرات یا جمهوری‌خواه آگاه، سریعاً به نگرانی از پیامدهای زنجیره‌ای هرگونه درگیری در آسمان بالای سر ما می‌انجامد.

در نهایت، شاید بزرگ‌ترین خطر پیش روی ما هیچ‌یک از آن مناقشات ژئوپولیتیکی نباشد که استراتژیست‌ها سال‌ها در شبیه‌سازی‌های جنگی و گزارش‌ها مطالعه کرده‌اند. بلکه ممکن است چیزی باشد که هنوز در رادار هیچ‌کس نیست؛ چیزی که در قالب یک توییت یا پست نیمه‌شب یا سحرگاهی در «تروث‌سوشال» اعلام شود و نظم جهانی را برهم بزند.

پست های مرتبط

کانادا بهای جنگ تجاری با آمریکا را می‌پردازد

اکوایران: گزارش تازه نشان می‌دهد که تعرفه‌های ترامپ بر فولاد، آلومینیوم و…

۸ شهریور ۱۴۰۴

بعد از نظامیان و مدیرعاملان، این بار نوبت غیب شدن دیپلمات‌های چین شده؟

اکوایران: به نظر می‌رسد پاکسازی دیگری در رأس دستگاه سیاست خارجی چین…

۸ شهریور ۱۴۰۴

طلا در آستانه کانال 9 میلیونی؛ دلار از 103 هزار تومان عبور کرد

بازار طلا و ارز امروز شنبه 8 شهریور 1404 با رشد قابل…

۸ شهریور ۱۴۰۴