کیومرث یزدانپناه، استاد ژئوپلتیک دانشگاه تهران در گفتوگو با «اعتماد آنلاین»
یک استاد ژئوپلتیک دانشگاه تهران عنوان کرد: به نظر من، حتی اگر در این یک ماه که به سرعت سپری خواهد شد، بسترهای یک یا دو مذاکره مستقیم ایران و آمریکا فراهم گردد، اما در موضوع و محتوا هیچ تغییر اساسی ایجاد نخواهد شد و این امر به شدت به گرهخوردگی مذاکرات خواهد انجامید.
لیلا پایدار- کیومرث یزدانپناه، کارشناس مسائل بینالملل، در گفتگو با خبرنگار اعتماد آنلاین درباره امکان بازگشت ایران و آمریکا به میز مذاکره در این ۳۰ روز، با توجه به اینکه یکی از شروطهای اروپایی برای تمدید مکانیزم ماشه مطرح است، اظهار داشت: «به نظر من، بحث بازگشت به مذاکره، تنها یک تاکتیک برای معطل کردن ایران است و نمیتوان چشمانداز روشنی برای حل این بحران از طریق مذاکره پیشبینی کرد. استنباط غالب آن است که جبهه غرب گام به گام در حال فشار آوردن به ایران در تمامی جبههها هستند و به یکدیگر متحد میشوند. استراتژیای وجود داشت که از زمان دولت قبلی آقای ترامپ در مورد ایران مطرح گردید، تحت عنوان استراتژی انزوا از بیرون و انسداد از درون با محوریت انزوای ژئوپولیتیکی ایران. به این معنا که هر کشوری که گرفتار انزوای ژئوپولیتیکی میشود، پیامدهای ناگواری خواهد داشت.
وی ادامه داد: استنباط و تحلیل این است که فعال شدن مکانیزم ماشه توسط تروئیکای اروپایی، به منزله گامی دیگر در راستای این استراتژی است که با هماهنگی دولت فعلی آمریکا و برخی دیگر از شرکای غربی و غیرغربی انجام میشود. لذا هر آنچه که در راستای مذاکره مستقیم ایران و آمریکا شنیده میشود و خروجیهایی که کشورهای اروپایی ارائه میدهند، به نظر میرسد که دولت آقای ترامپ عملاً از بحث ایران کنار کشیده و مسئولیت ایران را به همین سه کشور اروپایی و متأسفانه اسرائیل واگذار کرده است. همچنین، با توجه به اینکه در ایران اجماع نظری در خصوص مذاکره مستقیم با آمریکا وجود ندارد، بعید به نظر میرسد که فعال شدن مکانیزم ماشه در یک بازه زمانی یک ماهه، شرایطی را برای مذاکره مستقیم فراهم آورد.
یزدانپناه افزود: نکتهای که باید به آن توجه کرد این است که اولاً مذاکره مستقیم و ثانیاً کیفیت و محتوای آن از اهمیت بالایی برخوردار است. آنچه که مسلم است، طرفهای مقابل ایران به دنبال شرایطی هستند که هیچ خواستهای از ایران جز توقعات خود را نمیپذیرند. در چنین شرایطی، برای کشوری مانند ایران که در مذاکره باید خواستهها و منافع خود را حفظ کند، پذیرفتن تمامی شروط طرف مقابل دشوار است. آنچه که از خروجی نشست روز گذشته شورای امنیت سازمان ملل متحد مشاهده میشود، بیشتر به این نکته تأکید دارد که ایران باید تمامی شروط را بپذیرد، غنیسازی را متوقف سازد و برخی شرایط خاص را بپذیرد. این قید و شرطها و محدودیتها، شانس بازگشت به مذاکره مستقیم را به شدت کاهش میدهد. به نظر من، حتی اگر در این یک ماه که به سرعت سپری خواهد شد، بسترهای یک یا دو مذاکره مستقیم ایران و آمریکا فراهم گردد، اما در موضوع و محتوا هیچ تغییر اساسی ایجاد نخواهد شد و این امر به شدت به گرهخوردگی مذاکرات خواهد انجامید.
این کارشناس مسائل بینالملل تصریح کرد: در مجموع، تمام شواهد پیش رو نشان میدهد که جبهه غربی در پی اعمال فشارهای نظامی، امنیتی و ژئوپولیتیکی بیشتری بر ایران است. روندهایی که در حال حاضر مشاهده میشود، حاکی از آن است که غرب در تلاش است تا یک بحران جدید برای ایران ایجاد کند، و این ممکن است شرایط متفاوتی را برای سال ۱۴۰۵ رقم بزند. بنابراین، به نظر من، این تحلیل که ایران در این مدت یک ماهه فرصت مذاکره مستقیم خواهد داشت، بیشتر یک بازی فریب است که ادامهدهندهی بازیهای قبلی است و نباید به آن امیدوار بود.
با توجه به آغاز فرایند فعالسازی ماشه و همزمان تحرکات تلآویو و لابیهای اسرائیلی، گزینه نظامی تا چه حد محتمل است، یزدانپناه گفت: با توجه به اینکه کشمکشها و منازعات ایران و اسرائیل از حالت نیمهفعال به تقابل تمامعیار تبدیل شده است، احتمال درگیری نظامی دیگر به هیچ وجه دور از ذهن نیست. به ویژه که جنگ ۱۲ روزه اخیر به پایان رسیده و هیچ تضمینی برای ترک مخاصمه وجود ندارد، بنابراین هر آن ممکن است یک درگیری جدید با شرایط متفاوتتر رخ دهد. اگر چنین اقدامی صورت گیرد، باید در نظر گرفت که اسرائیل تنها نخواهد بود و احتمالاً ناتو و آمریکا به طور مستقیم وارد عمل خواهند شد. همچنین، مشارکت غیرمستقیم برخی کشورهای دیگر که در ماموریتهای پشتیبانی قرار دارند، نیز محتمل است.
وی ادامه داد: در هر حال شرایط بسیار پیچیده است و با توجه به اینکه در عرصه سیاسی نیز فعالیتهای خاصی دیده نمیشود و نوعی سردرگمی در تصمیمگیریها در دو سوی جبهه وجود دارد، این امر میتواند بسترهای یک درگیری نظامی احتمالی را فراهم آورد. اگر چنین اتفاقی بیفتد، که امیدوارم هرگز چنین نشود، بانک اهداف نیروهای متخاصم نسبت به ایران قطعاً بسیار متفاوتتر از جنگ ۱۲ روزه خواهد بود و مطمئناً اهداف بیشتری مدنظر قرار خواهد گرفت. نوع سلاحهایی که ممکن است به کار گرفته شود نیز تخریبیتر و قدرتمندتر خواهد بود و سلاحهایی که توان از کار انداختن سیستم دفاعی ایران را داشته باشند، از جمله احتمالات است.
یزدانپناه در پایان گفت: ایران باید خود را برای تمامی سناریوهای محتمل در میدان نظامی آماده کند، چرا که غفلت در این شرایط میتواند وضعیت را به شدت پیچیدهتر کند. از سوی دیگر، شرایط ژئوپولیتیکی در داخل و در سطح جهانی علیه ایران فعال شدهاند و باید تصمیمات عاقلانه و فوری در این خصوص اتخاذ شود. به نظر من، نوع تصمیمگیریها در این مرحله در مواجهه با بحران پیشرو میتواند بسیار سرنوشتساز و تعیینکننده باشد. زیرا هر تصمیم احساسی به ویژه در عرصه سیاسی، میتواند خطرات زیادی به همراه داشته باشد. این تهدیدات باید به فرصت تبدیل شوند، اما نباید از پیامدهای فعالسازی تهدیدات امنیتی غافل ماند. زمان بسیار اندک است و هرگونه کوتاهی یا غفلت، ممکن است شرایط بسیار دشوار و خطرناکی را برای ایران رقم بزند.